هنر جوانان

هنر های ایران زمین از هنر اول گرفته تا هنر هفتم و هشتم و...

شعار من
ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٤   کلمات کلیدی: نویسندگی ،مطالعه کردن ،تکامل ،تجربه ها

آدم تا عمر داره باید بنویسه و بنویسه تا بعدا اونها رو بخونه و بخونه که دو بار یه چیز هایی و تجربه نکنه تا هم سرعت پیشرفتش به این گونه زیاد بشه هم سرعت تکامل اش رو بیشتر کنه » به سوی هدفش و یا بهتره بهتر بگم از دید بالاتر اهدافش که در زمینه های مختلف نیاز های انسانیه خیلی چیز ها داخل کامپیوترم دارم که می خوام برای اینکه سالم بمونن به وب منتقل کنم اما همشون شدن یه مشت اتچمنت که توی ایمیل هام گذاشتم و نمی تونم اینجا نشرشون بدم.


 
عزيز ترين ها
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

تا حالا به اين فکر کرده بودم که به عنوان عزيز ترين کس تو بهت ضربه بزرگ نزنم ولی چه کنم که انقدر سخت گير هستم که قبول می کنم که ضربه های کوچک از ديد من همون ناراحتی هايی که هر چند توی زندگی همه آدم ها هست بودند. اما من اصلا برای خودم قابل قبول نمی دونم که با فرشته ای مثل تو موجبات زجر و نا آسايشی تو رو فراهم کنم.

اما حالا ميبينم اولين کسی که جلوی درس خوندن منو با اين کار ها و عکس العمل ها داره می گيره در حالی که در زمانی هستيم که خودت هم اوضاع درسی رو خوب می شناسی و می دونی که من خودم خواستم که تلاش کنم واسه اين که ارشد قبول شم. اما داری با حرفات و کارات سرعت من و حداقل انگيزه من و ميگيری.

کارنامه که مياد ... يه جوری حرف می زنی که انگار ميشه هم کار کرد هم توی بالاترين سطح علمی برای یه دانشجويی که تو غير انتفاعی درس خونده رقابت کرد هم بعد از چندين سال رتبه های خوب آورد همه اينها توی شرايطی که من همه دسترنجم رو که مجردم و مال خودمه دارم می دارم و حتما برنامه ای دارم اما تو داری هم دخالت بيجا هم دلسوزی بيجا می کنی....

و اين قصه ادامه دارد. کاش با دختری طرف بودم که انقدر زياد بهش اميدوار نبودم که بگم بابا اين کاره نيستی اما انگار فهميده ها بيشتر از نادان ها اگر بخوان می تونن به آدم ضرر بزنند....